هوالعادل

دوستان عزیز هم ورودی

با توجه به مصوبه شورای فرهنگی مبنی بر عدم برگزاری جشن بعدازظهر،بدون ارایه هیچ دلیل قانع کننده ای که مصداق کامل تضییع حقوق دانشجویان میباشد برای رساندن صدای شما عزیزان به گوش های بسته شده مسولین، طی نامه ای خواسته شما دوستان به انضمام حدود 700 امضا ازدانشجویان کارشناسی را به نهاد های ذی ربط تحویل داده و از رییس دانشگاه تقاضا کردیم – با توجه به محدودیت زمانی- حداکثر تا تاریخ 12 اردیبهشت، در جلسه ای با حضور دانشجویان پاسخگوی خواسته های قانونی آنها باشند. که این خواسته بدلایل نامعلوم از سوی مسولین بی پاسخ مانده است.

بنابراین ما افراد کمیته برگزاری جشن فارغ التحصیلی در اعتراض به برآورده نشدن خواسته ی حقه دانشجویان و نادیده گرفته شدن آن ها از سوی ریاست دانشگاه ، کناره گیری خود را از برگزاری  جشن فارغ التحصیلی در یک نوبت صبح اعلام میداریم.

شایان ذکر است باتوجه به طی کردن تمامی مسیرهای برای پیگیری خواسته های به حق دانشجویان توسط کمیته برگزاری جشن و به بن بست رسیدن این تلاشها احقاق حقوق تضییع شده از توان این کمیته خارج و بر عهده خود دانشجویان میباشد.

ترین های 87 ای

 

تمامیه ترین ها اضافه شد.

لطفا تیک گزینه "انام فرد مورد نظر را وارد نمایید.  

برای کاندید کردن 10ترین شماره یک کلیک کنید 

برای کاندید کردن 10ترین شماره دو کلیک کنید  

 برای کاندید کردن 10ترین شماره سه کلیک کنید

برای کاندید کردن 10ترین شماره 4کلیک کنید

برای کاندید کردن 10ترین شماره 5 کلیک کنید

برای کاندید کردن 10ترین شماره 6 کلیک کنید

 برای کاندید کردن 10ترین شماره 7کلیک کنید

برای کاندید کردن 10ترین شماره 8 کلیک کنید

برای کاندید کردن 10ترین شماره 9 کلیک کنید

 برای کاندید کردن 10ترین شماره 10 کلیک کنید

برای کاندید کردن 10ترین شماره 11 کلیک کنید

برای کاندید کردن 10ترین شماره 12 کلیک کنید

برای کاندید کردن 10ترین شماره 13 کلیک کنید

برای کاندید کردن 10ترین شماره 14 کلیک کنید

برای کاندید کردن 10ترین شماره 15 کلیک کنید

برای کاندید کردن 10ترین شماره 16 کلیک کنید

اصلاحیه فرم اطلاعات شخصی

 

نظر به اینکه تعداد کثیری از دوستان قسمت دلنوشته فرم اطلاعات شخصی را تکمیل نکرده اند فرصت دوباره ای برای تکمیل فرم ها در نظر گرفتیم. فرم های ناقص امروز دوباره پخش میشوند و دوشنبه هفته آینده ۲۱/۱/۹۱ جمع آوری میشوند.

به امید همکاری شما عزیزان

هم اتاقی ها و هم استانی ها

 

به اطلاع دوستان هفتیه عزیز میرسانیم که عکس هم اتاقی ها و هم استانی ها طی هفته آینده گرفته میشود. لذا از دوستان عزیز تقاضای همکاری داریم.

اطلاعیه جمع آوری عکس ها و فیلم ها

 

به اطلاع دوستان هفتی عزیز میرسانیم که کلیه عکس ها و فیلم های مربوط به مراسم ها جشن ها ،اردو ها و المپیاد ورزشی و کلا عکس های ۴سال دانشجویی و عکس دوران کودکی خود را در که ایام تعطیلات آماده کرداید را دسته بندی کنید. این عکس ها طی روزهای شنبه یکشنبه دوشنبه جمع آوری میشوند.

از همکاری شما پیشاپیش متشکریم.

ارسال ایمیل

 

با جمع آوری اطلاعات شخصی ۸۷ها پست های جدید و سایر اطلاع رسانی ها و نظرسنجی ها ازطریق ایمیل   put1387@gmail.com  نیز به اطلاعشان دوستان میرسد. لذا اگر کسی از دوستان عزیز این ایمیل ها را دریافت نمی کند ضمن معرفی خود  ایمیل خوذ را در قسمت نظرات این پست قرار دهد یا یک ایمیل حاوی مشخصات خود(نام و نام خوانوادگی و شماره دانشجویی) را به put1387@gmail.com  بفرستد.

آخرین مهلت تحویل فرم های اطلاعات شخصی


آخرین مهلت تحویل فرم های اطلاعات شخصی تا پایان ساعت 24 امشب (16/12/90) میباشد.

افرادی که فرمشان را تحویل نداده اند هرچه سریعتر فرم ها را به اتاق 182 تحویل دهند.

باتشکر.

فرم اطلاعات شخصی


فرم های اطلاعات شخصی در تاریخ 13/12/90 پخش شده و دوشنبه شب 15/12/90 جمع آوری میشوند.

لطفا برای تکمیل بانک اطلاعاتی در اسرع وقت فرم ها را تکمیل نمایید.

جمع آوری عکس ها و فیلم ها

 

از دوستان هفتی تقاضا می شود که کلیه عکس ها و فیلم های مربوط به مراسم ها جشن ها و المپیاد ورزشی و عکس دوران کودکی خود را در ایام تعطیلات آماده کرده و پس از تعطیلات به اعضای کمیته برگزاری جشن تحویل دهند.



ایده های کمیته کلیپ و تصاویر


سلام 87های عزیز

در راستای هر چه پربارتر برگزار شدن جشنمان و جمع آوری ایده های ناب شما از شما درخواست میکنیم که ایده های خود را در زمینه ساخت کلیپ و تصاویر در قسمت نظرات این پست مطرح کنید.
پی نوشت : اگر وقت نمیکنید تایپ کنید کافیست نام و شماره اتاق خود را بنویسید تا نمایندگان ما خود را به شما رسانده و ایده های شما را جمع آوری کنند
به امید داشتن جشنی رویایی!

ایده های انفورماتیکی


سلام 87های عزیز

در راستای هر چه پربارتر برگزار شدن جشنمان و جمع آوری ایده های ناب شما از شما درخواست میکنیم که ایده های خود را در زمینه ساخت کلیپ و تصاویر در قسمت نظرات این پست مطرح کنید.
پی نوشت : اگر وقت نمیکنید تایپ کنید کافیست نام و شماره اتاق خود را بنویسید تا نمایندگان ما خود را به شما رسانده و ایده های شما را جمع آوری کنند
به امید داشتن جشنی رویایی!

اطلاعیه


به اطلاع تمام دانشجويان 87هاي عزيز ميرساند اين وبلاگ از اين لحظه به بعد فعاليت های خود را در زمينه اطلاع رسانی؛ نظرسنجی و ایجاد فضایی دوستانه و صمیمی بین دانشجویان و کمیته های برگزاری جشن فارغ التحصيلی 87هااز سر ميگيرد.

اینجا ایران . . . و دیگر هیچ !!!

 

 

 

ادامه نوشته

درسی از نفر آخر

این متن رو تو یه وبلاگ خوندم شاید خیلی هاتون خونده باشیدش  ولی به نظرم جالب اومد.پیشنهاد میدم اگه نخوندیدش حتما بخونید.....

ادامه نوشته

شعری زیبا از فاضل نظری

ادامه نوشته

برای دوست سفر کرده مان: سامر جایروندی

سلام دوست خوبم!

آری من خوبم. بچه ها هم خوبند... ملالی نیست جز دوری تو... دانشکده مثل همان قبلهاست سلف همان جوری است سوله کمی بهتر شده پیست هم از پارسال شلوغ تر است. محوطه ی دانشکده به همان سبزی است عصرها باد خنک پائیزی صورتهایمان را نوازش می کند. هنوز هم وقتی درون محوطه قدم می زنیم باید مراقب باشیم قورباغه ها را له نکنیم... یک چیز اما مثل قبل نیست... می دانی هرگاه می رویم داخل اتاق پارسالت تخت ات را که می بینیم سنگینی نبودنت شانه های مان را می لرزاند...

غروب که می آید صدای خواندن پرنده ها که قطع می شود تنهایی دوستان داغدارت را بیشتر اذیت می کند... و بیشتر به یادت می افتند...

همین حرفی دیگری ندارم دوست خوب من فقط خواستم بگویم که اینجا جایت خالی ست...

مارکوپلو-فصل اول

مارکوپلو

(این نوشته صرفا طنز بوده و هیچ ارزش قانونی دیگری ندارد.)

فصل اول-نامگذاری محله ها

  قسمت اول

ادامه نوشته

صدای دل نشین فرزند...

وقتی پیرزن وارد بانک شد پسرش داشت از توی گوشی تلفن حرف می زد:

-مامان الان باید بری سمت راست بانک یه دستگاه کوچیک هست که  یه دکمه سبز داره که اگه فشارش بدی بهت شماره میده خب؟

-خب مادر بعد؟

-بعد برو بشین رو صندلیا به یکی که اونجا نشسته بود بگو شمارتو از رو کاغذه بهت بگه بعد باید وایسی شماره تو بخونن که یعنی نوبتته بعد مثلا میگه برو باجه ی 3 تو برو جلو بگو باجه ی 3 کدومه...خب؟؟...

-اره مادر اینارو یادمه...

-بعد به متصدی بانک بگو قسط مسکنه لطف کنه 50000 تومن واست بریزه بعد اگه چیزی بهت داد گفت پر کن بگو خودت زحمتشو بکش...دفترچه رو هم که بردی با خودت دیگه؟تو کشو میز بود...

-آره مادر...

-خب مامان جون مراقب خودت باش از جوب آب که رد می شی حواست باشه ترجیحا از رو پل برو تو خیابون هم حواست به ماشینا باشه...دیگه کاری نداری؟خداحافظ مامان جون.

-نه مادر قربون اون صدات برم ...نه کاری ندارم خداحافظ...

پیرزن کارهای بانکی اش را هر بار اینگونه انجام می داد.کاررمندان بانک هم با صبر و حوصله ی بسیار به او کمک می کردند...

چند ماه قبل پسرش "هومان" راه افتاده بود توی مغازه های پائین خانه و به مغازه دار ها سفارش مادرش را می کرد.

به سوپر مارکت می گفت:

-قربون دستت آقا مجید بی زحمت هروقت مامانم زنگ زد سرتون که خلوت شد این شاگردتو بفرست این چیزارو ببره واسه اش به مامانم گفتم حق الزحمه شاگردتم بده.می دونم پیک ندارین اما اگه شاگردت زحمت این کارو بکشه خیلی ممنونت می شم.اخه مامانم پاش درد می کنه دیگه واسه این خورده خریدا هی راه نیافته بیاد تا اینجا...دستت درد نکنه.

بعد سراغ میوه فروشی می رفت و میگفت که چون چشم مادرش ضعیف است خود میوه فروش حواسش باشد که هفته ای یکبار که مادرش می اید میوه خوب به او بدهد.

بعد قصابی و...

در راه "هومان" پسر بچه ای از بچه های محل را دید:

-آقا پسر من اسمتو نمی دونم اما می دونم پسر خوبی هستی مامان منو که می شناسی؟ همون خانوم پیره که مانتوی مشکی می پوشه عینک ازین گرد بزرگا می زنه...خیلی مهربونه...میدونی کیو می گم؟ بی زحمت یه لطفی به من کن هر از چند گاه اگه خواستی واسه مادرت خرید کنی یه سر به مادر منم بزن ببین کاری نداره ...پیره خیلی سختشه بیرون بیاد...خونمون هم که تو کوچه بالاییه در ابی اول کوچه... دستت درد نکنه خیلی خیلی ممنون.

جوان ("هومان") به سمت خانه شان به راه افتاد به کوچه شان رسید وقتی عکس خود را روی حجله دم در دید کم کم یادش افتاد...

یادش افتاد که مرده بود...خودش را حسابی ملامت کرد که مادرش را تنها گذاشته بود و رفته بود...نه خواهری نه برادری... پدرش هم که سالها قبل مرده بود.

پس هیچ کدام از مغازه دارها حرفهایش را نشنیده بودند چون او مرده بود...

با این حال مغازه های محل حسابی هوای پیرزن را داشتند میوه فروش میوه ی خوب به پیرزن میداد قصاب گوشت خوب...

گاهی هم پسر بچه ای(به سفارش مادر پسربچه) درب خانه اش را می زد و میگفت که اگر خریدی دارید آنرا انجام دهم...

پیرزن پسرش را همیشه کنار خود داشت وقتی همه ی محله از خوبی هایش می گفتند و بر روحش درود می فرستادند...وقتی مغازه دار ها از معرفتش میگفتند...

اما گاهی که پیرزن دلش تنگ میشد حتی اگر به بانک نرفته بود گوشی موبایل را بر میداشت دکمه هایی که پسرش گفته بود را میزد و به صدای دل نشین فرزندش گوش میداد:

-مامان الان باید بری سمت راست بانک یه دستگاه کوچیک هست که  یه دکمه سبز داره که اگه فشارش بدی بهت شماره میده خب؟

-بعد برو بشین رو صندلیا به یکی که اونجا نشسته بود بگو شمارتو از رو کاغذه بهت بگه بعد باید وایسی شماره تو بخونن که یعنی نوبتته بعد مثلا میگه برو باجه ی 3 تو برو جلو بگو باجه ی 3 کدومه...خب؟؟...

-بعد به متصدی بانک بگو قسط مسکنه لطف کنه 50000 تومن واست بریزه بعد اگه چیزی بهت داد گفت پر کن بگو خودت زحمتشو بکش...دفترچه رو هم که بردی با خودت دیگه؟

-خب مامان جون مراقب خودت باش از جوب آب که رد می شی حواست باشه ترجیحا از رو پل برو تو خیابون هم حواست به ماشینا باشه...دیگه کاری نداری؟خداحافظ مامان جون.

مامان قربونه صدات بره خداحافظ نور چشمای مامان!

سلام

درود و دو صد بدرود خدمت دوستان جان

بازگشایی مکتب گاه ها را به همه تسلیت گفته و ازخدای منان صبر مسئلت داریم!!

و امیدواریم که همگان از گرمستان بهره کامل را برده باشند.

آنقدر از سحر تا به شام مطالعه کردیم که قریب به فرشته مرگ گشتیم.به مکتب خواهیم آمد تا لحظه ای را بیاساییم.

صبر کردن حقیر نیز برای فردی که جمله ای را بر زبان براند  ژاژ خاییدن بود و بس.

با مسئلت شادی و آرامش روح عزیز از دست رفته دوباره شروع میکنیم

                                                              بسم الله  

افراط وتفریط

افراط وتفریط

تو اکثر جوامع افراط و تفریط وجود داره به ویژه جامعه خودمون (P.U.T ) :

1- مثلا سر جلسه امتحان نشستی و... 

 

ادامه نوشته

در شب ليلة‌ الرغائب؛
‌مراقب آرزوهايت باش

ليلة ‌الرغائب شبي ا‌ست كه مي‌گويند هر آرزويي داشته باشي برآورده مي‌شود، پس در اين شب مراقب آرزوهايت باش.



ادامه نوشته

قیامت خیلی فراوان زیاد نزدیکه

 Danger Caution Danger !   Danger  Caution  Danger 

    این مطلب شاید آخرین مطلبی باشه که مینویسم.دلیلش رو در ادامه میفهمید.

از افرادی که بیماری های قلبی دارند و از بچه های کوچولو  تقاضا دارم این مطلب رو نخونن چون اگه بخونن ممکنه اجلشون یکی دو روز زودتر برسه.


ادامه نوشته

کاش!!!

زندگی تابلویی بی رنگ است

                   که پر از نیرنگ است

کاش از روز ازل می دیدم

                که جهان شاداب و

                                 زندگی بی رنگ است

کاش از روز ازل میدیدم

                 زندگی با گل سرخ

                            ...........

زندگی

زندگي قصه مرد يخ فروشي است که از او پرسيدند :

                                                          فروختي ؟؟؟

                                                                    گفت  :  نخريدند تمام شد !!!

تغییر رمز ورود

از دوستان تقاضا می شود در اولین فرصت نسبت به تغییر رمز ورود خود اقدام کنند.

در ضمن نویسندگان محترم لطفا از سایت دانشکده برای پست گذاشتن و ورود به وبلاگ استفاده نکنید سیستم های سایت به کی لاگر آلوده میباشد


یک سخن با دوست هکر:

My Dear,please don't hack us. thanks a lot.

کاراموزی

دورد بیکران


آنالیز اولویت های کاراموزی


 آنالیز کامل در ادامه مطلب

ادامه نوشته

فقط هفت قهرمان

 کلکسیون هفت

بازگرداندن جام قهرمانی فوتسال به کامتان باد

هفتی های خودمون - اوکتای هشتی

                     حالا :

تو این قسمت میخام هفتی هایی رو که بهشون دقت نکردیم ، پررنگ تر کنم

 کلکسیون هفت

ادامه نوشته

شیخ را پرسیدند: اینترنت ایران را به چه ماند؟

فرمود: به زنبور بی عسل!

عرض کردند: یا شیخ این که قافیه نداشت!

فرمود: واقعیت که داشت.

و مریدان رم کردندی و به صحرا برفتندی.

برد آزاد

با سلام خدمت دوستان گلم

با توجه به ضرورت وجود مکانی آزاد برای بیان نظرات و انتقادات برد آزاد را راه اندازی کردیم. دوستان 

می توانند مطالب مورد نظر را به put871@gmail.com ارسال کنند.